پستان های کُبرا خانُم…!
مکان : مَطبَخ کُبرا خانُم که با عُذرا خانُم در حال پاک کردنِ سَبزی آش نَذری هستَن…!
…………………………………………………..
عُذرا خانم: مُگم کُبرا خانم دیدی عَسکِ ای دختره گلشیفتَه ره…؟
کُبرا خانم: ها خواهَر جان…. مُویَم تو کامفیوتِر دختر اَعظم خانم اینا دیدُم….! وابمانه اِلهی به حق پَنش تَن…! ای چیجور شب اَول قبر مِخه جواب خدا پیغمبره بده…! واویلا…واویلا…! هَمش مَعصیت…هَمَش گناه…! خدایا توبه….توبه…توبه…!
عُذرا خانم: روز قیامت سینه هاشِه با مِقراض مُبُرَن مِندازَن جلو سَگ …!
بَعدِشَم با کِلّه مِندازَنِش تو آتیش جَهَندَم عاییشِه خانومِه…!
کُبرا خانم: کُدُوم سینه ها…؟ اَگه به اونا مِگن سینه پس به سینه های مو چی مِگن….؟ اَصن به هَم گِردَن مو که هم هیچی نِدره…فوقش به قاعده یک گِردو اَگه بشه…!
عُذرا خانم: خُب بَعله…! شما ماشالله پستونات به دَستَم نِمیه….! اَصن عَسکِ توره باید مِذاشتن تا ای خارجیا بفهمَن پستون یعنی چی… ! آبروی زنای ایرانی ره بُرده مُرده شوربُرده…! حالا همه با خودِشا مِگن حُکمَن پستونای همه ماها هَمیجوریه…!
کُبرا خانم: پَروَنده اَعمالِشه سِنگین مُکُنِه خواهر جان…! اینا چی مِفَهمَن از نِمازُ روزه…..از روضه از آش نَذری…! ماها که ای همه اَعمالِما با خدایه وازَم مِگِم خدایا توبه…! اینا مِخَن چیکار کُنَن…؟
بده به مو او چاقونِه خواهَر…!
عُذرا خانم: مُگم کُبرا خانُم دیروز که رفته بودی حَموم خودِته آراگیرا کِرده بودی بعدِش کوجا رَفتی خواهرجان…؟ حالا واز نِگی مو زاغ سیاتِه چوب مِزنُم….! داشتُم شیشه های اُتاقه تِمیز مِکِردُم چَشمُم اُفتاد تو حیاط شما…!
کُبرا خانم: جون به جونِت که نِکُنَن وازَم کِلانتَر مَحلی فضول خانُم…!
رَفتم روضه سّیدُ شُهدا…! کوجا رَفتُم…؟
عُذرا خانم: وا….پس خدا قِبول کُنه ایشالله…! از کِی تا حالا تو اَنباره دِکونِه اَکبرآقای قِصاب روضِه سّیدُشُهدا ماخانَن مُو خِبر نِدرُم….؟
کُبرا خانم: ذِلیر بیمیری ایشالله به حَقّ پَنش تَن…! مُو اِقَد ایوَر اوبَره نِگا کِردُم پَس تو کُدُوم گوری قوییم رفتِه بودی مُرده شور بُرده ندیدُمِت…!
عُذرا خانم: مُو که دُنبال تو نِبودُم کِه خواهر جان……! رفته بودُم تِنباکو بخِرُم بره سَر قلیون دیدُم رَفتی تو دِکون قِصابی بَعدِشَم اَکبر آقا زود در دِکونِشه بَستِگ….! نیم ساعت بَعدِشَم در دِکونِشه واکِرد نیم کیلو گوشت آبگوشتی داد زیر بَغَلِت تُند تُند رَفتی خانِه…!
کُبرا خانم: دَهَنه مُوره وانَکُن عُذرا…ها…دَهَنه مُوره وانَکُن…! هَفته پیش که شوهَرت رفتِه بود قِلِه او کی بود نِصبه شَبی از بالا در خانَتا آمد تو… ها….؟ پسر طاهره خانوم بَند اَنداز هَنوز شاشِش کَف نِکِرده میکیشی رو خودِت خیال کِردی که مُو خبر نِدرُم…!
عذرا خانوم: وای / وای /وای…..تو خودِت نِصبه شبی زاغ سیاهه مُوره چوب مِزنی واز به مُو مِگی کِلانتَر….! خُدا به دور…! ای اَصغر آقای میوه فروش خوب مِذاره بری تو پستوی مُغازه اش میوه هاره جُدا سِوا کُنی…!بره چی به مُو مِگه میوه ها از یَک کِناره…. ها….؟ بَر روتِه ماه دیده…؟ ای سینه ها بیخود ایجور گنده نِرفته آبجی جان…هر کی نِدِنه مُو که مِدِنُم…!
کُبرا خانم: خُبه حالا…خودِت که رَفتی پیش شیخ محمود دعانویس رو شیکَمِتُ زیر شیکَمِت دُعا بینویسه اُجاق کوریت خوب بره چی پَس….! اویَم گفته جن رفته تو رَحِمِت بَعدِشَم باهِت چیز کِردِه…..! بَعله….! بُگم وازَم….؟
عُذرا خانم: مُو که خودُم مِدِنُم عیب از شوهَرُمِه…! دُعایَم اَگه نیویشتُم بره شوهرم بوده که شیکَمِشه میذاره رو شیکَمُم دُعایه اِفاقه کُنه…!
کُبرا خانم: والله شوهَرت هیچ عیبی نِدِره بنده خدا….! تازه خیلی یَم سرحال و قِبراقِه طِفلی….!
عُذرا خانم: وا…..! خُب بزنُم به تخته شوهر تویَم خوب کِمَری دِره ماشالله…! وای وای دِرَن آذون مِگن…! مُگم ریشته گیریفتی حالا بره آش….؟
کُبرا خانم: ها رَفتُم دَر دِکونِ میرزا عَلی گفت تو اَنباره…! پیره سگ پاش لَبِ گوره ها تو اَنبار هِی ماخاست به زور مُوره ماچ کُنه…!
عُذرا خانم: بیخود هی پستوناتِه نِشون نَده به ای میرزا عَلی خواجه کُبرا جان…! وَرنِمِخِزه…! دیدُم که مُگم خواهر جان…!! بُرُم که به هَم هیشکارُم نِرسیدُم….! لَعنتِ خُدا به دلِ سیاههِ شیطون….!
نظرها ()پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. پشت سر هر آنچه که دوستش می داری.
و تو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی، بهتر است بالاتر را نگاه نکنی. زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هر چیز پیش او کوچک جلوه می کند.
پشت سر هر معشوق، خدا ایستاده است. اگر عشقت ساده است و کوچک و معمولی، اگر عشقت گذراست و تفنن و تفریح، خدا چندان کاری به کارت ندارد. اجازه می دهد که عاشقی کنی، تماشایت می کند و می گذارد که شادمان باشی.
اما هر چه که در عشق ثابت قدم تر شوی، خدا با تو سختگیرتر می شود. هر قدر که در عاشقی عمیق تر شوی و پاکبازتر و هر اندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر، بیشتر باید از خدا بترسی. زیرا خدا از عشق های پاک وعمیق و ناب و زیبا نمی گذرد، مگر آنکه آن را به نام خودش تمام کند.
پشت سر هر معشوقی، خدا ایستاده است و هر گامی که تو در عشق برمی داری، خدا هم گامی در غیرت برمی دارد. تو عاشق تر می شوی و خدا غیورتر.
و آنگاه که گمان می کنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه ممکن و عشق چه آسان، خدا وارد کار می شود و خیالت را درهم می ریزد و معشوقت را درهم می کوبد؛ معشوقت، هر کس که باشد و هر جا که باشد و هر قدر که باشد. خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او، چیزی فاصله بیندازد.
معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است. ناامیدی از اینجا و آنجا، ناامیدی از این کس و آن کس. ناامیدی از این چیز و آن چیز.
تو ناامید می شوی و گمان می کنی که عشق بیهوده ترین کارهاست. و برآنی که شکست خورده ای و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق و آن همه عشق را تلف کرده ای.
اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت، حتی قطره ای هم هدر نرفته است. خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است.
خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای. پس به پاس این، قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند.
فردا اما تو باز عاشق می شوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر. تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر.
راستی اما چه زیباست و چه باشکوه و چه شورانگیز، که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است...
نظرها ()در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید.
تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آن ها نازل شد!
ده فرمان:
1- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .
2- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .
3- هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .
4- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .
5- هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .
6- هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .
7- هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .
8- هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .
9- هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .
10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !
پس از آن
سالیان سختی بر شیطان و همدستانش گذشت،
تا اینکه روزی شیطان، چاره ای اندیشید.
او گفت:
ای دوستان، کلمه ای یافته ام که بسیار از او بیزارم
اما
به زودی با افزودن تنها همین یک کلمه به ده فرمان، همه چیز را به سود خودمان تغییر خواهم داد.
و ده فرمان چنین شد:
1- هیچ انسانی ، انسان مؤمن دیگر را نکُشد .
2- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تجاوز نکند .
3- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر دروغ نگوید .
4- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر تهمت نزند .
5- هیچ انسانی ، از انسان مؤمن دیگر غیبت نکند .
6- هیچ انسانی ، مال انسان مؤمن دیگر را نخورد .
7- هیچ انسانی ، به انسان مؤمن دیگر زور نگوید .
8- هیچ انسانی ، بر انسان مؤمن دیگر برتری نجوید .
9- هیچ انسانی ، در کار انسان مؤمن دیگر تجسس نکند .
10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد ! مگر اینکه بسیار مؤمن باشد !
و اینک ای دوستان
به سوی انسانها بروید و به وسوسه بپردازید
و کاری کنید که هیچ کس، هیچ کس را مؤمن نپندارد، جز آنان که از دنیا رفته اند!
نظرها ()اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و هنگامی که بیدار شدند و یکی از آنها به شهر رفت تا طعامی تهیه کند ، تفاوت سکه رایج و قیمت ها او را شگفت زده کرد و بدین سان مردم شهر از وجودشان آگاه شدند و الباقی ماجرا که خود بهتر می دانید.
تا همین چند وقت پیش ، یکی از جالب ترین بخش های سخنان پدران و پدربزرگ های ما این بود:شما آن موقع نبودید؛گوشت کیلویی فلان قدر بود و با 10 تومان می شد چه ها خرید... و از این دست سخنان که برای ما رنگ و بوی افسانه داشت!
حالا حکایت خودمان شده است ؛ قیمت ها با چنان سرعتی بالا می روند که هر بار به خرید میرویم، با چنان تفاوتی روبرو می شویم که گویا از خواب اصحاب کهف برخاسته ایم و سه قرنی در خواب بوده ایم!
احساس پدر پزرگی زودرس هم بهمان دست می دهد. اگر پدربزرگ ها می گفتند شما نبودید و یادتان نمی آید 60 سال پیش قیمت ها اِل بود و بِل ؛ ما می توانیم بگوییم : شما بودید و یادتان می آید که پارسال همین موقع قیمت ها چقدر پایین تر بود... اصلاً پارسال چرا ، همین هفته پیش و همین دو روز قبل!
مثلاً همین سکه و ارز را نگاه کنید: امسال بعد از تعطیلات عید ، 14 فروردین را در حالی آغاز کردیم که قیمت هر قطعه سکه بهار آزادی طرح جدید در بازار آزاد 393 هزار تومان بود و هر دلار 1112 تومان. اما الان چقدر است؟
از 14 فروردین بگذریم ؛ شما یادتان نمی آید(!) همین دو سه روز پیش سکه حول و حوش 680 هزار تومان بود ولی الان رسیده به مرز 800 هزار تومان و دلار هم از 1680 شده تقریباً 1800 تومان.
احتمالاً چنین جهشی در آن 309 سال اصحاب کهف هم وجود نداشته است!
البته تنها سکه و ارز این گونه نیستند و از نان و شیر و گوشت و روغن گرفته تا اجاره بهای مسکن و قیمت خانه و شهریه مدرسه و قبض های آب و برق و گاز و ... همه و همه مدام قیمت های جدیدی را بر مردم تحمیل می کنند بی آن که کسی به خواب اصحاب کهف رفته باشد!
زیمباوه ، کشوری در جنوب آفریقاست. رشد تورم در این کشور تا همین چند وقت پیش به حدی سرسام آور بود که دولت این کشور اسکناس های تریلیون دلاری زیمباوه چاپ کرده بود. قیمت ها هم لحظه ای بالا می رفت به طوری که می گویند اگر کسی به رستوران می رفت و عذایی سفارش می داد ، امکان داشت قیمت غذا در فاصله سفارش تا سرو در میز ، تغییر کند!
دولت زیمباوه به دلیل تورم بسیار بالا، طی دو سال (1386 تا 1388)، 22 صفر را از واحد پول خود حذف کرد. بالاترین اسکناس زیمباوه که قبل از این در گردش بود اسکناس 10 تریلیون دلاری زیمباوه بود که با آن حتی نمیشد یک قرص نان خرید.
در عوض کشورهای زیادی وجود دارند که در 20 - 10 سال اخیر تورم شان تنها 2 درصد بالا رفته است که از آن جمله می توان به برخی ممالک حوزه اسکاندیناوی اشاره کرد که برغم این تورم 2 درصدی حقوق کارمندان و کارگرانشان 15 درصد بالا رفته است.
راه دور نرویم ؛ همین ترکیه که بیخ گوش خودمان است در دهه 90 میلادی تورم 80 - 70 درصدی را تجربه می کرد اما در 14 آبان همین امسال جام جم - رسانه صدا و سیمای خودمان - تیتر زد که تورم ترکیه افزایش یافت و به 3/3 درصد رسید!
حالا ما با این سرعت به کدامین سو می رویم؟ ... نکند زیمباوه خاورمیانه شویم.
نظرها ()آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام باهم نشسته بودند.
در کنار میز یکی از سگهای چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد، چرچیل خطاب به همرهانش گفت؛ چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد؟ روزولت گفت من بلدم و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد، سگ گوشت را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به خردل رسید، خردل دهان سگ را سوزاند و از خوردن صرف نظر کرد.
بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند، سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد.
در این میان که چرچیل به هر دوی آنها میخندید بلند شد و گفت؛ دوستان هر دوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره، روزولت گفت چطوری؟ چرچیل گفت نگاه کنید! و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی که از سوزش به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! تا سوزش مقعدش برطرف شود
چرچیل گفت دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن بمردمان تحمیل کرد...
نظرها ()1 آن وقتهایی در زندگی که شب است و بیابان است و سرمای فراوان است از مردان انتظار میرود جفتشان را بغل کنند و قادر باشند در گوشش زمزمه کنند: “ایتز اوکی…ایتز اوکی..همه چی درست میشه”
2 زنان در طی تاریخ همیشه این دروغ شیرین – که مردشان نمیبرد، نمیپکد، از پا نمیافتد- را باور کردهاند و ایمان معصومانهشان به شکل معجزه آسایی مردان جهان را سرپا نگه داشته. طی قرون غدد اشکی مردان برای بسته شدن در زمان مناسب آموزش دید و عرض شانه مردان برای ساختن آغوشی آرامتر به تدریج پهنتر شد. تارهای صوتی برای نلرزیدن و بغض برای نترکیدن. مردها یاد گرفتند مواقع سختی و خطر و بدبختی خودشان را به اولین باجه تلفن برسانند. حتا اگر زیر پیراهن، رکابی کثیف سوراخ تنشان باشد، جفتشان با خوشبینی مهربانانهای آن را لباس چسبان و براق ابرقهرمان خواهد دید.
3 مردها همیشه میدانستهاند که” ایتز نات اوکی”. همیشه میدانستند که اگر ایمان معجزهآسای جفتشان نباشد سیل حوادث همه چیز را خواهد شست. خوشبختانه نوع بشر به قدر کافی خوششانس بود که زنان باور کنند همه چیز بزودی درست خواهد شد. و کدام خدا میتواند در مقابل این باور ساده و عمیق مقاومت کند؟ و خب همه چیز درست میشد.
4 این وسط مردان به تدریج رازی پیدا کردند. رازی که شد هویت مردانهشان. که اهمیتاش مرزهای تفاخر به طول و قطر را از بین برد. چیزی که کمابیش میشود “غم مردانه” نامش داد. ردش را از نگاههای تلخ کاریگرانت بدنام بگیرید تا خش صدای آقای تامویتس. زخمی دردناک که به شکل قابل درکی زنان را جذب میکند. نشان “ایتز اوکی” قابل باورتر و دستان محکمتر است.
5 نوع مرد باید تا ابد خود را بخاطر چیزی که از او ساخته شد مرهون و شکرگزار زنان بداند. ما که خودمان میدانیم در این جهان وانفسا هومر سیمپسونهای گیج و تنبل و نابلدیم. خود آقای بوگارت هم میدانسته پشت چهره سرد و بارانی و سیگار کوچک مچالهاش ، کودک ترسیده و لرزانی پنهان شده. با این حال نقش سنگین سوپرهیرویی که به مردان داده شد از آنها آدمهای بهتری ساخت. مسئولیتپذیرتر و ارزشمندتر. جنس ملنگ و بیمسئولیت ما یاد گرفت لباس تمیز و سنجاق کراوات و عطر بزند. یاد گرفت دانشمند، نویسنده یا سیاستمدار شود. حرفهای مهم بزند. سلبریتی شود و با اعتماد به نفس مقابل دوربینها لبخند بزند.
به گمانم تا حد زیادی اینها را مرهون زخماش است. مرهون وظیفه زورکیاش. مرهون زنان. وگرنه یا هم را میدریدند یا از در اثر گرسنگی حاصل از تنبلی میمردند. باور کنید.
6 تفاخر و جذابیت متافیزیکی “غم مردانه” متاسفانه دردش را به کل از بین نمیبرد. آمارهای معتبر نشان میدهد هر سال تعدادی از مردان به صورت ناگهانی میپکند. گردهمآییهای برقآسا و مخفی تشکیل میشود که در آن مردها دور هم مینشینند و میزنند زیر گریه. هر ساله فیلمهایی ساخته میشود که بعدش مردان نیاز دارند شبانه مسیرهای طولانی را قدم بزنند و زخمهایشان را بلیسند و سیگار دود کنند. این جور وقتها بعضی زنان شاید فکر کنند مردان برای هضم غذایشان پیاده روی میکنند یا دورهمیشان برای خوشگذرانیست و احتمالن به ذهنشان نرسد حمام طولانی یک مرد بخاطر تمایلش به تمیزی نیست. بابت پنهان کردن اشک است.
7 چرا باید وقتی شب است و بیابان است و سرمای فراوان است، کتتان را روی دوش زنی بیاندازید و خیالش را راحت کنید که همه چیز درست میشود؟ چه میشود اگر راستش را بگویید؟ اگر بگویید: “گندش بزند…من هم میترسم. من هم سردم است. من هم الان است که بزنم زیر گریه…ما اینجا در بدبختی کامل خواهیم مرد.” ؟
8 کسانی که این سوال را میپرسند معمولن درکی از وسعت معنای زنانگی ندارند. نمیدانند که اگر تعداد زنان دلشکسته جهان به حد تکافو برسد خورشید خاموش و زمین سرد و لمیزرع خواهد شد. آنها نمیفهمند که خنده و آفتاب و سبکی جهان جادوی زنان دلآرامِ خوب مورد توجه قرار گرفتهء خوب بغل شدهء خوب خارانده شده است.
9 همه اینها برای این است که جهان نه تنها قابل تحمل که اساسن قابل سکونت شود.
نظرها ()ایرانی ها، مردم شگفت انگیزی هستند، اگر همه کارشناسان دنیا جمع شوند نمیتوانند این مردم را آنطور که بایسته است بشناسند، بسیاری زیر نام سیاسی به خارج می روند و با التماس و درخواست و دادن شرح حال قلابی، پناهنده سیاسی می شوند.
هنوز مهر پاسپورت پناهندگی آنان خشک نشده، که برای سفر به ایران، با گردن کج و ته ریش، می روند و جلوی سفارتخانه های جمهوری اسلامی صف می کشند، و حتی از راه دور هم به آخوندها رای می دهند. دسته دیگری به بهانه همجنس گرایی خود را مجروح میکنند و پناهندگی می گیرند، سپس به جای دوست پسر، دوست دختر دارند.
دسته دیگری هم تغییر دین می دهند و صلیب مسیح و فروهر زرتشت، را به گردن می اندازند، ولی در حسینیه های وابسته به جمهوری اسلامی در سوگ سیدالشهدا، سینه زنی و زنجیر زنی می کنند.
دسته ای هم به طمع کسب نام یا شغل و مقامی در آینده، هوس مبارزه با جمهوری اسلامی به سرشان زده، ولی چون دل و جراتش را ندارند، تنها به لطف فن آوری نوین و اینترنت، پشت کامپیوترهای خود سنگر گرفتند و با پیژاما، زیر پیراهنی، لیوان قهوه و گیلاس آبجو، با سلاح فحاشی! به نبردی جانانه با جمهوری اسلامی می پردازند و صد البته پشت جبهه را هم خالی نگذاشته و با تلفن زدن به رادیو، تلویزیون های فارسی زبان، روی خط آنان رفته و هنگامه ها به پا می کنند.
به تدریج، شمار ایرانیان مبارز، در خیابان ها، روبروی سفارت خانه های اسلامی در کشورهای خارجی، کاهش یافت و همه مانند آهن، به آهن ربای اینترنت جذب شدند و هر یک هم سازمان مجازی خود را به راه انداختند و بیاد دعای مرحوم هویدا که گفته بود: « به امید روزی که هر ایرانی دارای یک اتومبیل پیکان باشد» هر یک دارای چند کامپیوتر و چند سازمان و حزب سیاسی شدند.
رهبران سیاسی مدعی رهایی ایران، که می دیدند خیابان ها خلوت شده است نگران جاه و مقام خود در آینده شدند و برای جذب نیرو و طرفدار، به دیدار مبارزان در اینترنت شتافتند، و خود نیز مجازی شدند! سپس نوبت طرح های مبارزه آغاز شد، این رهبران، به جای اینکه بروند و با اهل فن و کارشناسان مشورت و طرح ریزی نمایند، در چت روم های اینترنتی، با همین جماعت پیژاما پوش! رایزنی کردند و در نتیجه...
این داستان ادامه دارد...
نظرها ()ارتباط ایرانی با قبر ناگسستنی ست... کار ما با قبر هست.
نشاط را ما از قبر می گیریم.
سعادت را ما از قبر می گیریم.
بار و بندیلتو ببند بریم کربلا،،، سر قبر، از اونجا هم میرویم نجف،،، سر قبر،،، بعد میرویم به مدینه،،، سر قبر،،، برمیگردیم به مشهد،،، سر قبر،،، میرویم قم و کاشان و شیراز و اینجاها... همه قبر هست،،، میرویم سر قبر،،، سر قبر،،، اصلا زندگی ما همش در قبر است،،، به همین خاطر آبادترین جاهای ما قبرهاست (از تخت جمشید و دو سه چیز دوران ساسانی بگذریم)...
بعد از قبر دیگر چی داریم ؟
مسجد!!! در حالی که این مسجد هم در ارتباط با اون قبر ساخته شده...
هموطن، ما آدم های قبرستانی هستیم... اهل زندگی نیستیم... ما را اینجور بار آورده اند. آیا ما فقط برای قبر آمده ایم؟
این مملکت همش پر قبره، روز به روز قبر به قبر اضافه میشه.... هی قبر داره تولید میشه تو این مملکت...
کاخ هاش کو؟
سالن های عظیم نمایش کو؟
سالن های عظیم موسیقی کو؟
این مردم نیامده اند که هی همش برن سر قبر!!!
تور سوریه میبرند سر قبر!!! همه ی زندگی ما برای قبر شده... مملکت ما هم شبیه قبر شده... حیف این کشور نیست؟
بهرام مشیری
نظرها ()این روزها همه برای ایران خط و نشون میکشن و همینطور ایران هم برای همه ! فرمانده ارتش ایران گفت : هشدار میدهم ناو هواپیما بر امریکا به خلیج فارس بر نگردد ! ( یعنی اعلام جنگ از سوی ایران ) و بعد آمریکا به هشدار فرمانده ارتش ایران پاسخ میدهد : استقرار یگانهای نظامی این کشور در منطقه خلیج فارس به روال دهههای گذشته ادامه خواهد داشت و هیچگونه اختلال درنقل و انتقال کشتی های نفتی در این منطقه را تحمل نخواهد کرد ! ( یعنی فوضولی موقوف) از طرفی دنیا هم بعد از ۱۱ سال تازه یادش افتاده مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای در اتفاقات ۱۱ سپتامبر (انفجار برج های دو قلو ) دست داشته !( بهانه برای جنگ ) فرانسه هم امروز نامردی نکرد و گفت ما هم از امریکا پیروی میکنیم و شک هم نداریم که ایران همچنان بر روی ساخت بمب اتمی کار میکند و اروپا را به تحریم نفت و بانک مرکزی فرا خواند ! ( یعنی فعلا منافع اینجوری ایجاب میکنه ) حالا به گزارش رادیو اسراییل که میگه : اسراییل خودش را آماده میکند برای جنگ با ایران ، سوریه و حزب الله ! ( رسماً اعلام جنگ ) کارشناسان روس هم امروز اعلام کردند : زمینه برای حمله به ایران آماده شده است ! ( یعنی دیگه کاریش نمیشه کرد ) آلمان هم این وسط میگه : رزمایش دریایی، آزمایش موشکهای متعدد و سرانجام تولید میله سوخت برای راکتور اتمی تهران به عنوان تحریکات جدید تهران قلمداد میشوند!( بدون شرح ) سپاه پاسداران ایران هم از این ور رژه دریایی برگزار میکند ! موشک های دور بردش را آزمایش میکند ! و از همه مهمتر میگه جواب تهدید را با تهدید میدهیم ! ( شیر تو شیر ) وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با اشاره به ویژگیهای رزمایش ولایت 90 که در آن قابلیت بالای نیروهای مسلح ایران به منصه ظهور رسید، از آن به عنوان سند اثبات "ناکارآمدی تحریمها "علیه ایران نام برد! ( یعنی کشک ) جناب قائم مقام وزیر نیرو : از راه اندازی کامل نیروگاه اتمی بوشهر تا دهه فجر سال جاری خبر داد ! ( بیلاخ به غرب ) این مطالبی که خواندید تیتر خبرگزاریهای معروف امروز بود !( یعنی شوخی بی شوخی ) حال با این تفاسیر باید ماند و دید "بوی باروت" چه زمانی به مشاممان خواهد رسید !
نظرها ()یادتون باشه همه جای دنیا همین طوره اما فرقش اینه که اون ها جرات می کنن بیان بیرون و اعتراض کنند و ما حرف هامونو زیر کرسی می زنیم!...
یه اتفاق جالب
قیمت دلار ابتدای زمستان 89 بود: 1068 تومان
ابتدای بهار 90 شد: 1110 تومان
ابتدای خرداد 90 شد: 1190 تومان
و امروز شد: 1300 تومان
یعنی اگر شما یک میلون تومان حقوق می گیرید
در ابتدای زمستان پارسال 936 دلار
ابتدای بهار امسال 900 دلار
ابتدای خرداد امسال 840 دلار
و الان 769 دلار حقوق می گیرید!
به عبارتی از ابتدای زمستان پارسال تا کنون 167 دلار (برای هر یک میلیون تومان حقوق) از حقوق شما کاسته شده که با قیمت فعلی دلار معادل 217100 یا:
تقریباً 217 هزار تومان به ازاء هر یک میلیون تومان حقوق فقط در 8 ماه!
دو میلیونی ها میتوانند از کسر حقوقی434 هزار تومان ظرف 8 ماه ناراحت تر باشند.
خوب حالا یارانه ها را می توان خیلی راحت از جیب خود ملت پرداخت کرد!!! فقط با فروش دلار دولتی در بازار آزاد!
حل یک مساله:
21% از درآمد شما کاسته شده و 20% هم به قیمت اجناس اضافه شده، بنابراین پیدا کنید پرتقال فروش دزد را!!!
زیاد حرص نخورید، گفتم بدونید فقط...
نظرها ()